قرارمون...

خرید بک لینک
دیشب بعد مهمونی با لیلا و الهه و فاطمه سادات رفتم ک ظرفا رو بشورم تو حیاط...بحث سر اونایی شد ک نیومدن...محمد طاها رو ندیدم تو مهمونی در واقع من مدام تو آشپزخونه بودم حواسم به تزئین غذاها بود... ب الهه گفتم محمد چی اومده بود؟ گفت کدوم محمد؟ (فقط من قرارمون......

ما را در سایت قرارمون... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:59

امروز ساعت 12 و نیم زنگ زدم به دکتر ح؛ خاستم ازش بپرسم برای 6 نمره کلاسی باید چ کار کنم و ارائه قبول میکنه یا نه؟!ترم تحصیلی جاری رو نتونستم سر هیچکدوم از کلاساش باشم...مقطع کارشناسی یه درس باهاش داشتم... یادمه یه پسر کوچولو داشت اسمش محمد حسین بود قرارمون......

ما را در سایت قرارمون... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:59

چند روز پیش داشتم تقریبا صد تا عکس آخر رو ک فرستادیم تندتند نگاه میکردم...به طرز وحشتناکی حس کردم سید چقدر برای من خوشحالی به ارمغانآورده و در مقابل به جرات میتونم بگم بعد از هر بیست تا عکس یا شایدم بیشتر یه عکسپیدا می شد که حقیقتا لبخند رو لب قرارمون......

ما را در سایت قرارمون... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:59

صفحه بندی